يادداشت/الزامات تغيير ساختار در صنعت تامين علوفه و نهاده هاي دام و طيور کشور

خبرگزاری آریا- الزامات تغییر ساختار در صنعت تامین علوفه و نهاده های دام و طیور کشور لازم و ضروی است.
در وضعیت سخت خشکسالی های متواتر؛ تورم قیمتی علوفه و نهاده های دامی، تفاوت قیمتی فاحش بین تولید و عرضه محصولات دامی بدلیل سرکوب قیمتی، و عارضه از دست دادن دام های مولد؛و مصایب دامداری عشایر کشور؛ وزارت جهاد کشاورزی باید قادر باشد تا اولا، از ذخایر ژنتیکی دامی کشور صیانت نموده؛ ثانیا،صنعت تولید دام پایدار بماند. ثالثا، از آشفتگی بازار بکمک تنظیم گری موثر و گفتگو با تشکل های صنفی و اتحادیه ها جلوگیری کرده و رابعا؛ مصرف کننده بتواند با قیمت عادلانه و بهای منصفافه از مواهب تولید مطلوب بر خوردار گردد. در سوابق تاریخی برای نخستین بار به تاریخ 29 اسفند ماه 1344 در گردهم‌آیی کانون دامپروران ایران و جمعیت دامپروران تهران و دیدار دامپروران با وزیر کشاورزی وقت سپهبد ریـاحی، بنیـاد« بانک علوفه » پذیرفته شد و طی نامه ای درخواست شد تا اولا، از ورود فرآورده‌های شیر خارجی جلوگیری شود و ثانیا، مشارکت کانون و جمعیت مذکور در تامین علوفه کشور به رسمیت شناخته شود.پس از 4 سال کشمکش؛ متعاقب آن روزنامه های روز 6 بهمن 1349 در خبری کوتاه نوشتند که شاه فرمان تاسیس بانکی دولتی به نام «بانک علوفه» را با سرمایه اولیه  500 میلیون ریال با دستور به وزارت منابع طبیعی صادر کرده است و لایحه این بانک تهیه شده، و پس از تغییراتی برای تصویب، تقدیم مجلس خواهد شد بلافاصله در اسفند سال 1349صندوق عمران مراتع در راستای موضوع مواد (4) و (5) قانون “‌صندوق عمرانی مراتع” (مصوب1349.12.24 ) برای كمك به عمران و اصلاح مراتع و تهیه و تدارك و توزیع علوفه برای تأمین خوراك دام و فراهم آوردن موجبات تلفیق زراعت و دامپروری و تسهیل اسكان تدریجی عشایر و تأمین تسهیلات لازم برای اجرای طرح‌های مرتعداری وابسته به وزارت منابع طبیعی در سال 1349 تشكیل شد که فعالیتهای آن تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت. پس از انقلاب نیز فعالیتهای مفید شرکت سهامی تهیه، تولید و توزیع علوفه در 8 شهریور 1371 بر اساس قانون “‌ اصلاح قانون صندوق عمران مراتع” – مصوب1367 با هدف تهیه، تدارک، تولید (‌کنسانتره)، توزیع علوفه برای تأمین خوراک دام، طیور و آبزیان و کمک به عمران و ‌اصلاح مراتع در جهت افزایش تولید مواد پروتئینی حیوانی، همچنین انجام اقدام لازم به منظور تنظیم بازار علوفه گام مهمی بود تا مراتع کشور احیا و نوسازی شوند،و تولیدکنندگان علوفه داخلی، در جریان تجارت کلان علوفه کشور قرار گیرند تا بازار علوفه کشور به تعادل برسد. اما با انحلال آن و تشکیل شرکت پشتیبانی امور دام کشور این و وظایف در کنار وظیفه تنظیم گری بازار به این شرکت واگذار شدکه بررسی موفقیتها و شکستهای این شرکت مجالی دیگری را میطلبد. با تصویب قانون نظام جامع دامپروری کشور در سال 88 رویکردهای تازه ای برای این بازار گشوده شد که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت.  اما طی 8 سال گذشته هم بواسطه تشکیل ستاد علوفه، پیشنهاد ایجاد بانک علوفه و سیلاژ ذرت و صدها پیشنهاد دیگر ارایه شد اما به دلیل تعارض منافع با شرکت پشتیبانی امور دام کشور، فقدان قدرت اجرایی این ستاد و برخی تنگ نظری ها به نتیجه نرسید. حتی پروژه خصوصی سازی شرکت سهامی پشتیبانی امور دام نیز در تیرماه سال 98 پس از 10 سال کشمکش (از 7 شهریور 1388) شکست خورد. اما امروز وضعیت اکوسیستم های مرتعی و  تامین علوفه و نهاده های دامی کشور کاملا متفاوت و دگرگون است. خشکسالی ممتد؛ تولید علوفه کشور را  تا 4 و نیم میلیون تن  تقلیل داده؛ وعلاوه بر کاهش کمیت از کیفیت نیز کاسته و سبب فقر ذخیره غذایی به دلیل عدم رشد مطلوب و کاهش خوشخوراکی و ارزش غذایی ، خشبی بودن و خشک شدن گشته حتی با افزایش رقابت برای جذب آب؛ با  تغییرات ذخیره هیدرات کربن گونه‌های مهم علوفه با سیستم جذب آب ضعیف تر به سرعت از سطح مرتع حذف می شوند و چنانچه اگر در این دوره چرای دام متعادل با ظرفیت تولید نباشد در اثر فشار ناشی از چرای مفرط و زودرس گیاهان خوشخوراک و کلاس یک به سرعت از سطح مراتع حذف و یکساله های مهاجم و کلاس سه سطح مراتع را در کنار فرسایش شدید اشغال می نمایند و فرصت زادآوری را به گیاهان مرغوب نخواهد داد. در حال حاضر، حدود 66 درصد از مراتع کشور فقیر شده و  بنابراین از منظر فنولوژیک بتدریج ترکیب گیاهی مرتع تغییر کرده و گیاهان نامرغوب و غیر خوشخوراک جایگزین گیاهان خوشخوراک می شوند. از سویی تامین علوفه از بازار بین المللی بدلیل یکپارچگی شدید هولدینگهای بزرگ تجارت غله و علوفه، تغییرات اقلیمی و تحریم های ظالمانه در جهان به سادگی سالیان قبل نیست. لذا، ضروری است تا برای اراضی موجود در کشور و سایت های تولیدعلوفه به منظور کاشت ارقام پربازده علوفه و استفاده از تحقیقات و فنآوری دانش بنیان جدید تولید علوفه و امکان استفاده از لجستیک معکوس برای بهره برداری از پسماندهای کشاورزی در جیره دام ها برنامه‌ریزی شود و حتی وزارتخانه باید هرچه سریعتر با توجه به موضوع پیامدهای تغییر اقلیم، واردات یونجه و سایر علوفه را بطور منظم در جداول زمانی خاص در نظر داشته باشد. از سوی دیگر ممانعت از قاچاق علوفه به کشورهای عراق و افغانستان که درگیر خشکسالی و آشفتگی در نظام تولید اند، زمینه ساز قاچاق علوفه از کشور  خواهد شد. بر اساس پیشینه نگاشته ها و اسناد، تعداد 465 شرکت طی سه سال اخیر در حوزه واردات نهاده‌های دام و طیور مشغول به فعالیت بودند و البته واردات بیش از 54 درصد ‌از این نهاده‌ها توسط چهار شرکت قدرتمند در کشور صورت می پذیرد. از این تعداد 119 شرکت در بنادر جنوب کشور فعالیت ‌می‌کنند که قاعدتا کشتی‌های 50 هزارتنی ‌و تجار بزرگ و متوسط هستند. مابقی  شرکت‌های کوچک در بنادر شمالی حضور دارند و جو و ذرت به‌میزان حداکثر چهار ‌هزار تن از روسیه با کشتی‌های کوچک وارد ‌می‌کنند که گروه واردکنندگان خرده‌پا را تشکیل می دهند. از سوی دیگر بطور متوسط حدود 39 درصد از واردات نهاده‌ها نیز  طی چهار سال گذشته برعهده شرکت پشتیبانی امور دام‌ کشور بوده است. ذکر این نکته هم بسیار مهم است که تقریبا در کمتر کشوری در دنیا ما با این تعداد زیاد از شرکتها در تهیه و تامین واردات کالاهای استرتژیک در کنار یک شرکت دولتی روبرو میباشیم. بنابراین بی نظمی و ساختار آنارشیک کاملا معلوم است. همچنین، مبادی وارداتی ذرت از شش کشور رومانی، آرژانتین، برزیل، اوکراین، روسیه و کامرون خریداری و مبادی تامین جو نیز از روسیه،‌ رومانی،‌ برزیل و‌ قزاقستان وارد و کنجاله سویا هم از هند و برزیل تهیه ‌می‌شود؛ یونجه هم از روسیه و برخی کشورهای اروپایی تامین میگردد. رقابت مخرب بین وارد کنندگان خرد و متوسط و بزرگ بازار را به هم ریخته و از همگرایی راهبردی در مسئله واردات علوفه جلوگیری می نماید.طرفه اینکه هماهنگی، نمونه گیری ها و پیگیری از طریق نهاد های تنظیم گر کیفی مانند سازمان غذا و دارو، سازمان دامپزشکی، استاندارد و‌ سازمان قرنطینه و نهادهای نظارتی و پشتیبان بانک مرکزی، گمرگ و جهاد کشاورزی در کنار تعدد سامانه ها بسیار زمان بر، هزینه بر و دارای تالی فاسد بوده لذا ضروری است تا این فعالان بازاری در یک هولدینگ بزرگ با سیاستهای همگراتر و منابع مالی تجهیز شده تر در راستای منافع ملی متمرکز گردند. تجارب بین المللی در چین و روسیه و برخی کشورهای آمریکای لاتین نیز موید این ضرورت است. اما راه حل پیشنهادی آن است تا در راستای رها سازی تصدی های غیر ضرور دولتی، بتوان با بوجود آوردن یک شخصیت حقوقی پرقدرت مانند شرکت تخصصی بانک علوفه ایران(سهامی عام) تهیه، تولید و تجارت علوفه و نهاده های دامی را به آن سپرد. شرکت را به بورس برد تا از طریق پذیره نویسی عام تامین مالی نمود و حمایتهای دولتی را از مجرای تاسیس چنین تشکل بورسی-بین المللی با سهامداری کلیه این شرکتها هدایت نمود. در تشکیل این شرکت تخصصی تلاش بر آن باشد تا کلیه اتحادیه ها، تشکل ها، فعالین، ذی نفعان و ذی مدخلان تامین، تولید و بازار و تجارت علوفه بصورت سهامداران این شخصیت حقوقی تازه تاسیس از میزان سهام مقبولی برخوردار شوند. همچنین سعی گردد تا با اهمیت قایل شدن به نقش تشکل ها در این شرکت با استفاده از تکنیک های حاکمیت شرکتی، اتوریته بیشتری (از طریق سهام ممتاز، سهام مدیریتی، انواع اختیارات سهامداری خاص) به سهامداران این تشکلها داده شود و حقوق صاحبان سهام تشکلهای تولیدی نیز در پروسه های متوالی آتی افزایش سرمایه شرکت با کاهش جدی روبرو نگردد. شرکت میتواند در مرحله اول با سرمایه ثبتی 1000میلیارد تومان شروع به فعالیت نموده و در طی 6 مرحله افزایش سرمایه طی یک برنامه جریان نقدینگی 4 ساله به سرمایه مکفی برسد. در این میان با در نظر گرفتن نقش 98 درصدی سهامداری بخش کاملا خصوصی، برای نقش نظارتی دولت نیز به میزان 2 درصد سهام به سازمان مرکزی تعاون روستایی به نمایندگی از دولت بصورت سهام مدیریتی – نظارتی تعلق خواهدگرفت تا از این طریق شرکت تازه تاسیس بتواند از مزایا و امکانات مورد نیاز دولتی هم برخوردار شود. به موازات آن سریعا باید سهام شرکت پشتیبانی امور دام کشور را با هدف رهاسازی مالکیت و مدیریت، ارتقاء کارایی فعالیتها، و تخصیص بهینه منابع، آماده پذیرش در بورس و تعیین قیمت مبنا و گزینش اهلیت ها نماییم. از طریق بورس اوراق بهادار  به شیوه های بلوکی و تدریجی (ترجیحا واگذاری به شیوه بلوکی و با کسب صندلی هیئت مدیره) و یا از طریق فروش صندوق‌های قابل معامله ( ETF ) ها و  بازارگردانی تخصصی، عرضه سهام آغاز و کلیه وظایف آن به بخش خصوصی دارای اهلیت فعال به کمک اتاق تعاون، اتاق بازرگانی صنعت و معدن و کشاورزی ایران و تهران؛ در یک فرایند ششماهه واگذار گردد. بنظر می رسد بر اساس قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 چند روش واگذاری توسط شارع مشخص شده که امروزه فقط یکی از روش ها از طریق فروش بورسی است حتی میتوانیم برخی از واگذاری ها را بشیوه پیمان‌های مدیریتی، اجاره به شرط تملیک، پیمانکاری عمومی برنامه ریزی نماییم و سایر روش‌های واگذاری را در بخش کشاورزی؛ هدفمند آزمون و دنبال کنیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *